|
از فاطمه سخن گفتن کار ساده ای نیست
چهارشنبه نهم خرداد 1386 4:21 بعد از ظهر
سلام از فاطمه سخن گفتن کار ساده ای نیست یا فاطمه ... از کرمت در دادن تنها پیراهن عروسیت به فقیر بهنگام رفتن به خانهء شوهر بگویم یا از زهد و تسلیمت در دادن غذای خانواده به سائل و گرسنه ماندن اطفالت از مامن و انیس بودنت به بزرگترین مجاهد تاریخ ( علی(ع) ) و يا از حيا و حفظ حجاب در مقابل مرد كور از دعاهايت براي همسايگانت و يا از عبادتهاي طولانيت از پروردن حسن و حسين و زينبت يا مايهء نشاط بودن براي پدر و همسرت اي سيدهء زنان عالم در دو جهان همهء ما را در پيمون راه صحيح شفيعه باش.اي بانو ميخواهيم سربازاني شايسته براي فرزندت بقيه الله باشيم كمكمان كن يا زهرا بحق فريادهاي يا زهرائي كه دوستانم در شبهاي عميات و هنگام زخم برداشتن و شهادت سر ميدادندبفرياد ما برس . از شك و ترديد و بي ديني و گناه بتو رو مياوريم فاطمه جان همه يقين داريم تقاضاي تو رد خور نداره!!!همهء ما را به فرزندت بسپار .آرزومون فقط يه سرباز پاكباخته بودن برا آقامونه.عشق اهل بيته.دين و تقواست. علم و دانشه.اخلاقه.سلام بر تو تا هميشه. امام خميني بما آموخته كه هر گاه در مشكل بزرگي گير كرديم ۵ بار خدا را بنام تو بخوانيم:الهي بحق فاطمه الزهرا الهي بحق فاطمه الزهرا الهي بحق فاطمه الزهرا الهي بحق فاطمه الزهرا الهي بحق فاطمه الزهرا همهء ما را عاقبت بخير كن و تسليت صميمي ما را به آقامون برسان.از همه تون التماس دعا ۱۷۰۰سال است که همه هنرمندان چهره نگاران و پيکره سازان بشر در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندی های اعجازگر کرده اند. اما مجموعه گفتار ها و انديشه ها و کوشش ها و هنرمنديهای همه در طول اين قرن های بسيار به اندازه اين يک کلمه نتوانستند عظمت های مريم را باز گويند که: مريم مادر عيسی است. و من خواستم با چنين شيوه ای از فاطمه بگويم باز درماندم: خواستم بگويم:فاطمه دختر خديجه بزرگ است ديدم که فاطمه نيست. خواستم بگويم:فاطمه دختر محمد(ٌص) است ديدم که فاطمه نيست. خواستم بگويم:فاطمه همسر علی است ديدم که فاطمه نيست. خواستم بگويم:فاطمه مادر حسين است ديدم که فاطمه نيست. خواستم بگويم:فاطمه مادر زينب است باز ديدم که فاطمه نيست. نه اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست. فاطمه فاطمه است. در حاشيهء برگ شقايق بنويسيد گل تاب فشار در و ديوار ندارد.
استغاثههائى به حضرت زهرا
چهارشنبه نهم خرداد 1386 4:3 بعد از ظهر
استغاثههائى به حضرت زهرا
استغاثه به آن حضرت با نماز و دعا يا مُحَمَّدُ يا رَسُولَاللَّهِ، يا عَلِىُّ يا سَيِّدَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ، بِكُما اَسْتَغيثُ اِلَى اللَّهِ تَعالى، يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ اَسْتَغيثُ بِكُما، يا غَوْثاهُ بِاللَّهِ وَ بِامُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ فاطِمَةَ
يا مَوْلاتى فاطِمِةُ، اَغيثينى
استغاثه به آن حضرت با نماز و دعا يا امِناً مِنْ كُلِّ شَىْءٍ وَ كُلُّ شَىْءٍ مِنْكَ خائِفٌ حَذِرٌ، اَسْاَلُكَ بِاَمْنِكَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ وَ خَوْفِ كُلِّ شَىْءٍ منْكَ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُعْطِيَنى اَماناً لِنَفْسى وَ اَهْلى وَ مالى وَ وَلَدى، حَتَّى لا اَخافُ اَحَداً وَ لا اَحْذَرُ مِنْ شَىْءٍ اَبَداً، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَدير. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى فاطِمَةَ وَ اَبيها، وَ بَعْلِها وَ بَنيها، بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُكَ استغاثه به آن حضرت با دعا اِلهى بِحَقِّ فاطِمَةَ وَ اَبيها، وَ بَعْلِها وَ بَنيها، وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فيها
خیمه گاه ولایت
چهارشنبه نهم خرداد 1386 3:57 بعد از ظهر
حدیث کساء خیمه گاه ولایت این خبر را «حدیث کساء» نامیده اند، چرا که پیامبر (ص) هنگام نزول آیه تطهیر خود و خاندان خویش را با پارچه ای پشمین که کساء می نامیدند پوشانده و بدین شکل خاندان خویش را که در آیه از آنان یاد شده است را از دیگران مشخص فرمودند. رسول خدا (ص) در نوبت ام سلمه در خانه او بود، لحظه ای احساس کرد که اکنون وحی نازل خواهد شد پس فرمود به سوی من بخوانید، به سوی من بخوانید ... گفتند که را بخوانیم ؟ فرمود : اهل بیت مرا، علی را فاطمه و حسن و حسین را . پس آنان در اطراف پیامبر (ص) بر روی فرشی جمع شدند. سپس رسول خدا (ص) ایشان را به کسائی خیبری که از موی سیاهی بافته شده بود پیچید و فرمود خداوندا ایشان آل منند، اهل بیت من هستند، پس درود فرست بر محمد و آل محمد و خدا این آیه را نازل فرمود : «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» احزاب ۳۳ این آیه به هنگامی نازل شد که اهل بیت اطراف پیامبر (ص) جمع بودند، لذا پس از نزول آیه فرمود : «خداوندا ایشان اهل بیت منند ، پس پلیدی را از ایشان دور گردان و پاک و پاکیزه شان ساز.» ام سلمه در پس پرده قرار داشت. او گفته است : من بر در خانه نشسته بودم و در خانه هفت نفر بوندند، پیامبر ، جبرئیل، میکائیل، علی، فاطمه، حسن و حسین (ع) من سر به داخل خانه کردم و گفتم : ای رسول خدا آیا من از اهل بیت شما نیستم ؟ به خدا سوگند که پاسخ موافق نداد ولی فرمود : تو در مسیر خیری، تو در مسیر خیری تو از زنان پیامبری . در روایت دیگر آمده که سوال کرد : آیا من از اهل بیت نیستم ؟ فرمود : تو در مسیر خیری ولی فقط ایشانند که اهل بیت من هستند خداوندا اهل بیت من سزاوارترند. پیامبر خدا (ص) دراین داستان اهل بیت خود را از دیگر خلق جدا نموده و آیه ی تطهیر را با عمل و گفته خود -انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا- شرح و تفصیل داده و سپس فرمود: «من و اهل بیتم از گناهان پاک و پاکیزه ایم.» و همین مطلب را در مسجد در حضور مسلمین عملاً اعلام می فرمود به این شکل که در وقت هر نمازی، به در خانه علی و فاطمه (ع) می آمد و می فرمود: «درود و رحمت و برکات خدا بر شما اهل بیت رسول باد که انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا.» در روایت دیگر است که پیامبر خدا (ص) هر بار که هنگام نماز صبح می شد به در خانه ی علی می آمد، دو دست مبارک را به دو جانب در خانه می گذاشت و می فرمود : «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا.» بعضی از صحابه، این عمل پیامبر را یعنی آمدن حضرت به در خانه ی علی (ع) را تا شش ماه شماره کرده اند، که هر روز تکرار می شده است و بعضی دیگر هفت ماه، بعضی هشت ماه و بعضی هم نه ماه شمارش کرده اند. این رفتار پیامبر به این جهت بود که می خواسته اند با گفته و عمل خود به امت اسلامی بفهمانند اهل بیت پیامبر که آیه ی تطهیر درباره ایشان نازل شده کیانند و همچنین معنای آیه را بیان نمایند . این همه کوشش از جانب رسول خدا(ص) به این خاطر بود که بر آن حضرت واجب بود به مضمون این آیه عمل فرمایند که : «ما ذکر (یعنی قرآن) را بر تو نازل کردیم تا آنچه را برای مردم لازم است به آنها بیان نمایی شاید مردمان به تفکر نشینند.» نمل / ۴۴ داستان نزول آیه تطهیر درباره اهل بیت در آن زمان به قدری مشهور بود که در سخنان عده ای مورد استشهاد قرار گرفته است از جمله امام حسن مجتبی(ع) که خود یکی از اصحاب کساء است. حضرت بعد از شهادت پدر بزرگوارشان در خطبه ای می فرماید : «و انا من اهل البیت الذی اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا» «ما اهل بیتی هستیم که خداوند عزیز درباره ما فرمود : یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا.» برگرفته از مقاله حدیث کساء
یا علی رفتم بقیع اما چه سود هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود یا علی قبر پرستویت کجاست ان گل صدبرگ خوشبویت کجاست هرچه باشد من نمک پرورده ام دل به عشق فاطمه خوش کرده ام حج من بی فاطمه بی حاصل است فاطمه حلال صدها مشکل است من طواف سنگ کردم دل کجاست راه پیمودم پس منزل کجاست کعبه بی فاطمه مشتی گل است قبر زهرا کعبه اهل دل است
«يامولاتي يافاطمةأغيثيني»
چهارشنبه نهم خرداد 1386 3:26 بعد از ظهر
«يامولاتي يافاطمةأغيثيني»
« كونها شفيعة كبرى يوم القيامة لشيعتها و محبيها كابيها و بعلها و بنيها »
یا زهرا(س)
چهارشنبه نهم خرداد 1386 3:23 بعد از ظهر
** از بــيـت آل طـاهـا(ص) آتـــش کــشــد زبـانــه ** ** برپاست شور محـشر از عـتـرت پـيـمبـر(ص) ** ** اهريمنان نمودند خون قلب مـصـطفي(ص) را ** ** در پــشــت در فــتــاده ام الائـــمـــه(س) از پـا ** ** زيـنـب(س) بـه نـاله گـويـد کـشـتـند مــادرم را ** ** در خون فتاده زهرا(س) چون مرغ نيم بسمل ** ** در پشت زانـوي غم پژمان نشسته حـيـدر(ع) ** ** از نقش خون و ديوار پرسد ز حال زهرا(س) ** ** دارد حــســن(ع) شـکـايـت از کـيـنـه مغيره(ل) ** ** بـا پـهـلـوي شـکـسـته چون مـرغ بـال بسته **
((السلام علیک یا فاطمه الزهرا ایتها الصدیقه الشهیده))
چهارشنبه نهم خرداد 1386 3:12 بعد از ظهر
یا فاطمه ای همسر پهلو شکسته بنگر علی را بر سر قبرت نشسته ریزد سرشک دیده بر خاک مزارت شب تربت پاک تو را سازد زیارت ای گل شدی پرپر به باغ زندگانی در گل نهان گشتی به هنگام جوانی گلچین ترا از شاخه چید و کرد پرپر شد غنچه نورسته ات افتاده از در شمع شبستان علی گشتی تو خاموش بیت الجلالت از برایت شد سیه پوش |
|