تبليغاتX
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اخلاق پیامبر (ص) (خوردن وآشامیدن)5 پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 7:49 بعد از ظهر


نقش تغذيه در زندگي انسان فوق العاده با اهميت است؛ چرا که حدوث, بقا و رشد جسم و روح انسان با تغذيه در ارتباط است. در اين زمينه حتي اگر بگوييم سعادت و شقاوت انسان از سفره و تغذيه آغاز مي شود, سخن به گزاف نگفته ايم. اسلام عزيز براي کميت, کيفيت و نوع خوردني هاي انسان اهميت بسياري قايل شده است و دستورالعمل هاي فراواني دارد. قرآن کريم مي فرمايد: فالينظر الانسان الي طعامه _ بايد انسان نگاه کند که چه مي خورد_ (عبس، آيه 24) چرا که سلامتي آينده و برخي زمينه هاي سعادت او در گرو نحوه انتخاب او در تغذيه است. سخن کنوني ما در تغذيه مادي انسان است, ولي روح انسان نيز از اين نوع تغذيه نصيب نيست. همين غذاهائي که مي خوريم در يک فرايند پيچيده تبديل به انرژي, حيات و حتي انديشه مي شود. تفاوت انسان ها در نوع انديشه نيز با تفاوت آن ها در نوع تغذيه ارتباط دارد.

علم ودين متفق القولند که اکثر بيماري هاي جسماني و انحرافات اخلاقي انسان از پرخوري آغاز مي شود و بيشتر سلامتي و حسن اخلاق او مديون عفت شکم و اندک خوري است. سيرو وسلوک انسان به سوي خداوند از سفره و کنترل شکم آغاز مي شود. تا کسي موفق به تربيت شکم خود نشود و اندک خوري را تمرين نکند, قادر نخواهد بود وقت خواب خود را تنظيم نمايد و همين طور در سلوک, تهجد و خود سازي توفيق چنداني بدست نمي آورد

خواب و خورت ز مرتبه عشق دور کرد           آنگه رسي به دوست, که بي خواب و خورشوي

شکم و پيرو آن شهوت, گردنه هاي هستند برسر راه انسانيت که اگر انسان از آنها عبور کند, مانع بزرگ ديگري بر سر راه تکامل و سعادت خود نخواهد يافت. اهميت روزه و رمضان نيز به خاطر تاثير تربيتي و سازنده اي است که عمدتا در مورد شکم و شهوت روزه دار دارد و بدين وسيله راه شيطان را مي بندد, انسان را از بند و اسارت نفس مي رهاند و زمينه پرواز معنوي او را فراهم مي آورد.

يکي از قهرمانان اين ميدان که خود يکي از ميدان هاي بزرگ جهاد با نفس است, پيامبر عظيم الشان اسلام, حضرت محمد مصطفي(صلوات الله عليه و آله) است. آن حضرت در نيک خوري, اندک خوري و انتخاب غذاهاي مناسب براي انسان, الگوي تمامي مسلمانان بود؛ بدين خاطر چه شيرين است که به مطالعه سير ه آن حضرت در خوردن و آشاميدن بنشينيم و خورشيد درخشان محمدي را فرا راه زندگي خويش مي سازيم.


آداب خوردن و آشاميدن پيامبر(ص)

چون سفره گسترده مي شد خداي را ياد مي کرد و مي گفت: «بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم اجعلها نعمه مشکوره تصل بها نعمه الجنه». بار پروردگارا اين غذا را نعمتي قرار ده که از عهده شکر آن برآيم و به وسيله آن مرا به نعمت هاي بهشت رهنمون ساز.

و بر سر سفره دو زانو مي نشست و دو پايش را جمع مي کرد, همانگونه که نماز گذار مي نشيند با اين تفاوت که زانو روي زانو و روي يک پهلو مي نشست و مي گفت: همانا من بنده ام و همچون بنده مي نشينم و غذا مي خورم.

غذاي داغ نمي خورد و مي گفت: غذاي داغ برکت ندارد خداوند آتش را غذاي ما قرار نداده.

با سه انگشت غذا مي خورد و گاهي از انگشت چهارم کمک مي گرفت و پس از آنکه غذايش را ميل مي فرمود, ظرف غذا را تميز مي كرد و مي گفت: پايان غذا پر برکت است.

چون از غذا خوردن فارغ مي شد خداي را مي خواند و مي گفت:«اللهم لک الحمد اطعمتَ و اشبعتَ و سقيتَ وارويتَ. لک الحمد غير مکفور و مودع و لامستغني عنه». بار خدايا ترا سپاس مي گويم به خاطر آنکه مرا غذا دادي و سيرم ساختي, نوشاندي و سيرابم نمودي. حمد ترا است, حمدي که کفران نشود, آخرين حمد من نباشد و بي نياز از آن نباشم.

و چون به خصوص نان و گوشت ميل مي کرد, دست هايش را خوب مي شست و آنگاه زيادي آب را به صورتش مي کشيد.

در سه نوبت آب مي نوشيد و در آن سه نوبت سه (بسم الله) و در آخر آنها (الحمدالله) مي گفت و آب را سر نمي کشيد, بلکه به نوعي مي مکيد و چه بسا با يک نفس مي نوشيد تا فارغ مي شد و باقي مانده آن را به کسي که طرف راستش بود مي داد, هرچند شخص سمت چپ اش مهمتر بود و مي فرمود: سنت بر اين است که به تو بدهم , اگر تو خواستي به ايشان ايثار مي کني.

داخل ظرف آب نفس نمي کشيد, بلکه هنگام نفس کشيدن دهانش را به سويي مي گرداند.

ظرفي از عسل وشير به حضور آن حضرت آورند, آن را متواضعانه ندانست و ننوشيد و گفت: من حرام اش نمي دانم, ولي افتخار به خوردني هاي دنيوي و حساب فرداي قيامت را نمي پسندم و تواضع را دوست دارم؛ زيرا هر کسي براي خدا تواضع کند, خداوند او را بلند گرداند.

در خانه از دختر بالغ با حيا تر بود, از اهل خانه غذا نمي خواست و اظهار تمايل هم نمي کرد. اگر غذائي مي آوردند, مي خورد و آنچه مي دادند, قبول مي کرد و هر نوشيدني که بود مي نوشيد و فراوان اتفاق مي افتاد که خود بر مي خواست و براي خويش خوردني يا نوشيدني مي آورد.

پيش از خوردن دستانش را مي شست يا وضو مي گرفت  و مي فرمود: خجستگي و برکت غذا در وضوي پيش و پس از خوردن آن است.

هنگام غذا خوردن با تواضع روي زمين مي نشست و به چيزي تکيه نمي زد, تا جايي که امکان داشت تنها غذا نمي خورد و مي فرمود: بهترين غذا آن است که دست هاي زيادي به طرف آن دراز شود, براي خوردن دورهم جمع شويد, خجستگي و برکت در اين کار است.

بر سر سفره از آن قسمت غذا که جلوي خودش بود مي خورد اما وقتي خرما ميل مي کرد آن را از جاهاي مختلف ظرف انتخاب مي نمود.


انتخاب خوردني ها

بهترين ميوه ها در نظر آن حضرت خرماي تازه, خربزه و انگور بود. خيار را با نمک و خرما را با نان ميل مي فرمود.

بيشتر خوراک آن حضرت آب و خرما بود. شير را باخرما مي آميخت و آن دو را پاکيزه مي ناميد.

کباب ميل مي کرد و بهترين خوراک نزد آن حضرت گوشت بود و مي فرمود: گوشت بر شنوائي انسان مي افزايد. آب گوشت را با گوشت و کدو ميل مي کرد, کدو را دوست داشت و به عاشيه مي گفت: هر گاه خواستي غذائي بپزي کدوي حلوائي بيشتر بريز, زيرا خوردن آن دل غمگين را شاد مي سازد.

خود شکار نمي کرد, ولي گوشت پرنده شکاري را که برايش مي آورند دوست داشت و ميل مي فرمود.

از گوسفند ذراع و شانه اش را, و همچنين سرکه و نوعي خرما به نام «عجوه» رادوست مي داشت و مي فرمود: عجوه از بهشت و شفابخش است.

از سبزيجات کاسني, باذروج(گياهي معطر) و خرفه را دوست داشت و به دليل معاشرت زياد با مردم سير و پياز و تره نمي خورد.

هرگز از غذائي نکوهش نمي کرد, هر غذائي که برايش فراهم مي نمودند, اگر خوشش مي آمد ميل مي کرد و گرنه ميل نمي کرد.

خامه و سرشير را همواره دوست داشت و مي خورد.

کشمش را در آب خيس مي کرد و مي خورد و آب آن را مي نوشيد.

انار ميل مي کرد و مي فرمود: ميوه هاي نوبر بخوريد و بهترين آن ها انار و ترنج است. انار را سرور ميوه ها مي دانست و هنگامي که انار مي خورد کسي را با خود شريک نمي ساخت.

مي فرمود: بوي پيامبران و دخترم فاطمه(س) بوي خوش گلابي است. گلابي بخوريد که بر حافظه مي افزايد و اندوه دل را مي برد و فرزند را زيبا مي گرداند.

خوردن خربزه را توصيه مي کرد و مي فرمود: خربزه راگاز بزنيد. خربزه ميوه اي خجسته, پاکيزه, پاک کننده دهان, تقويت کننده قلب, سفيد کننده دندان و خشنود کننده خداوند است. بوي خوش آن از عنبره, آبش از کوثر و گوشتش از بهشت و لذتش از مينو است. خوردن خربزه عبادت به شمار مي آيد.

از ترنج سبز و سيب سرخ خوشش مي آمد. انگور را گاهي دانه دانه و گاه خوشه آن را در دهان مي گذاشت.   


كم‏ خورد
ي حضرت(ص)

پيامبر خدا(ص) هرگز شکم خود را از غذا آکنده نمي ساخت و سير نمي خورد, به گونه مردمان عادي نبود که برسر سفره هاي رنگين چندان مي خورند که در نتيجه آن معده هايشان سنگين مي شود, بدنشان مي فرسايد, بي حال, خواب آلوده و تنبل مي شوند و حال نيايش را از دست مي دهند.

از امام صادق عليه السلام نقل است که فرمود: آن حضرت هرگز نان گندم نخورد, از نان جو هم به گونه اي نخورد که کاملا سير شود وهرگز ناني که آردش را الک کرده باشند ميل نکرد.

 در نهج البلاغه از علي عليه السلام نقل شده است که فرمود: به پيامبر پاک خود تاسي کن, کسي که لاغرترين مردم از حيث شکم و گرسنه ترين آنان بود. باشکم گرسنه از دنيا بيرون رفت و سالم وارد آخرت گرديد. (نهج البلاغه, فيض السلام, ص 500)

تا کاملا گرسنه نمي شد, غذا نمي خورد و قبل از اين که کاملا سير شود دست از غذا مي کشيد.

گاهي مي شد که چند شب گرسنه مي ماند و براي خود و اهل و عيالش غذاي شبي پيدا نمي شد و گاهي از گرسنگي سنگ بر شکم خود مي بست تا درد گرسنگي را کمتر احساس کند.
 

منابع:

1.      مجموعه البيضا, فيض کاشاني

2.      سنن النبي, علامه طباطبائي

3.      نگين هستي, حسين سيدي   

اخلاق پیامبر (ص) (نظافت وبهداشت)4 پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 7:42 بعد از ظهر


رسول اكرم(ص) در بيان اهميت نظافت بهداشت تن و رابطه آن با بعد معنوي انسان فرمود: «نظافت از ايمان است، يعني مؤمن پاك و نظيف است كسي كه نظافت را رعايت نكند ايمان كاملي ندارد.»[1]
امام كاظم(ع) در باب رعايت بهداشت و نظافت بدن فرموده: «ده چيز سنت است:
-
         مسواك دندان
-
         شستن دهان
-
         استنشاق بيني
-
         شانه زدن سر
-
         ختنه كردن
-
         ازاله موي عانه و زير بغل
-
         ناخن گرفتن
-
         و شستشوي بدن.»[2]
نظافت ظاهر انسان با پاكي روح او پيوندي عميق دارد همان گونه كه جمال ظاهر انسان حكايت از جمال باطن او مي كند.

پيامبر اسلام(ص) خود پيام آور پاكي و نظافت بود. در هنگام ملاقات با او اولين ويژگي اي كه چشم و دل هر بيننده را نوازش مي داد، آراستگي، پاكي و زيبايي ظاهر آن حضرت(ص) بود. قرض كردن به خودي خود امري مكروه است، ولي آن حضرت(ص)  به خاطر اهميتي كه براي نظافت و بهداشت تن و خانواده قائل بود فرمود: «هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، ازاله موي عانه را چهل روز به تأخير نمي اندازد، اگر امكان آن را نيافت قرض كند و بيش از اين در اين كار تأخير نكند.»
[3]
اگر چه هدف اصلي بعثت انبياء الهي هدايت معنوي و روحاني بشر است ولي از آن جايي كه معنويت انسان با زندگي طبيعي او در هم آميخته است، هرگز ايشان از رعايت و فرمان دادن به زيبائي، بهداشت و پاكي غفلت نورزيده اند و به تمامي موارد حتي ازاله موئي كه در بيني مي رويد، فرمان داده اند.

رسول اكرم(ص) شخصا به پاكيزگي علاقه فراوان داشت و در نظافت بدن و لباس بي نظير بود. علاوه بر آداب وضو، اغلب روزها بدن خود را شستشو مي داد و اين هر دو را عبادت مي دانست. نظافت تن و پاكي اندامش با قدس و طهارت روحش هماهنگ بود و به ياران و پيروان خود تأكيد مي كرد كه سر و صورت، جامه و خانه هايشان راتميز نگه دارند و وادارشان مي ساخت خود را به ويژه در روزهاي جمعه شستشو داده و معطر سازند كه بوي بد از آنها استشمام نشود و آن گاه در نماز جمعه حضور يابند.
[4]
مي فرمود: «هر چه قدر مي توانيد پاكيزه باشيد، زيرا يزدان پاك اسلام را بر پاكيزگي بنيان نهاد و جز انسان هاي پاكيزه كسي به بهشت نمي رود.»
[5]
يكي از دستورات مهم بهداشتي اسلام، بهداشت دهان و دندان است. تمامي پيشوايان بزرگ ديني رد اين باره تأكيد فراوان فرموده اند. به خصوص در سيره عملي پيامبر بزرگ اسلام(ص) اين مقوله نمود خاصي دارد. خود آن حضرت(ص) هر روز چند بار مخصوصا شب ها پيش از خواب و پس از بيداري و هنگام وضو دندان هايش را با دقت مسواك مي كرد و حتي هنگامي كه در بستر بيماري و در واپسين دقايق عمر خود بود مسواك خواست و دندانهاي خويش را مسواك كرد.

به ياران خويش نيز مي فرمود: «هرگز با دندان هاي زرد و نشسته در مجلس حاضر نشويد و از مسواك كردن و پاكيزه نگاه داشتن دندان هاي خود كوتاهي نكنيد».
[6]
همچنين آن حضرت(ص) پيش از صرف غذا و بعد از ان دست و دهانش را مي شست و از خوردن سبزي هاي بد بو پرهيز مي كرد.
[7]
درباره مسواك مي فرمود: «هيچ گاه جبرئيل نزدم نيامد، جز آن كه مرا به مسواك سفارش نمود. اگر مردم از فوايد مسواك آگاه بودند، آن را هميشه همراه خويش داشتند و به بستر مي بردند».
«اي علي! با هر وضوئي كه براي نماز مي گيري مسواك بزن».
«دهان هاي شما راهي از راه هاي (گفت و گو) پروردگار است پس محبوب ترين دهان نزد پروردگار خوش بوترين آن است تا مي توانيد دهان هاي خود را خوشبو نمائيد».
«دو ركعت نماز با مسواك برتر از هفتاد ركعت نماز بي مسواك است.»

براي بهداشت و سلامتي بدن اهميت فراواني قائل بود. از پرخوري پرهيز مي كرد و به مسلمانان دستور مي داد قبل از آن كه از غذا سير شوند آن را ترك گويند. عايشه مي گويد: «رسول خدا(ص) در طول عمرش هرگز سير غذا نخورد و مي فرمود: معده خانه بيماري است و تحمل گرسنگي بهترين داروي امراض است».
از ماندن به مدت طولاني در معرض تابش آفتاب پرهيز مي داد و مي فرمود: «آفتاب چهار ويژگي منفي دارد:

-
         رنگ را دگرگون مي كند
-
         بوي خوش بدن را به بوي بد تبديل مي كند
-
         پارچه و لباس را مي فرسايد
-
         و بيماري مي آورد.»
تطهير با دست راست را نمي پسنديد و از غذا خوردن با دست چپ نهي مي كرد.
اجازه نمي داد كسي ناخن هاي خود را با دندان كوتاه كند.
از لب ترك خورده و محل دسته كوزه آب نمي نوشيد چون محل چرك و ميكروب بود و ديگران را نيز از اين كار بر حذر مي داشت.
مي فرمود: «آفريدگار از كسي كه همنشينش از بوي بد او بيني اش را مي گيرد تنفر دارد.»

بسيار غسل مي نمود. افزون بر غسل هاي مستحب، تمام ده شب آخر رمضان را غسل مي كرد.
[8]
در راستاي تأكيدهاي بهداشتي نسبت به بهداشت محيط زندگي نيز توجه خاصي داشت.
جاروب زدن و پاكيزه نمودن حياط خانه را مستحب مي دانست. دوست نداشت ظرف ها به صورت ناشسته رها شوند و مي فرمود: شب ها پيش از خواب روي ظرف ها را بپوشانند.
اجازه نمي داد افراد كنار چاه آب آشاميدني، زير درخت ميوه دار، ميان قبرها، در جاده ها و حياط خانه ها قضاي حاجت كنند.
وقتي عطسه مي كرد دست يا پيراهن اش را جلوي دهان مي گرفت و آهسته عطسه مي كرد.
مي فرمود: «زباله را قبل از فرا رسيدن شب هنگام از خانه خارج نمائيد زيرا جايگاه شيطان (ميكروب) است.»
چون خميازه مي كشيد دست اش را برابر دهانش مي نهاد.
مي فرمود: «(جاروب كه مي زنيد) خاك آن را پشت درب حياط نريزيد و آستانه درب را جاروب كنيد.»

 

اخلاق پیامبر (ص) (تجمل وآراستگی)3 پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 7:39 بعد از ظهر


پيامبر(ص) چون مي خواست به مجلسي وارد شود و با مردم ملاقات کند, به آراستگي ظاهر خويش توجه وافري داشت, در آينه مي نگريست, موي ها و محاسن مبارکش را شانه مي زد, لباس تميز و مرتب مي پوشيد و چنان خويش را معطر مي ساخت که از مسافتي دور, بوي خوش عطر آن حضرت به مشام مي رسيد.

يکي از ياران پيامبر(ص) مي گفت: «قبل از اين که حضرت به مسجد وارد شود, ما خبردار مي شديم, زيرا بوي عطرش مي پيچيد و ما را متوجه ورودش مي ساخت.»

محبوب ترين عطرها نزد آن حضرت(ص) مشک بود. مشکداني داشت که پس از هر وضو بلافاصله آن را بدست مي گرفت و خود را معطر مي ساخت, در نتيجه چون خانه را ترک مي کرد, بوي خوش آن در معبر آن حضرت(ص) منتشر مي شد.

از امام صادق(ع) نقل است هزينه اي که آن حضرت(ص) براي تهيه عطر مي پرداخت, بيش از آن مقداري بود که براي تهيه خوراک صرف مي کرد.

به طور کلي آن حضرت(ص) بوي خوش را دوست مي داشت و از بوهاي بد متنفر بود.

در روايتي به علي(ع) فرمود: «يا علي! جمعه ها خود را خوشبو کن, زيرا اين سنت من است و تا زماني که بوي آن از تو نمايان باشد, برايت حسنه مي نويسند.» [1]

امام صادق (ع) در روايت ديگري فرمود: آن حضرت موهاي خويش را چندان بلند نمي نمود که محتاج فرق باز کردن باشد, جز در يک مورد و آن هنگامي بود که کفار قريش از ورود آن حضرت(ص) به مکه ممانعت کردند, چون حضرت احرام بسته بود و نمي خواست تقصير کند, تا سال بعد که حج به جاي آورد همچنان موي خود را باقي گذارد و در اين دوران فرق خويش را از وسط باز مي نمود.

خود آن حضرت(ص) فرمود: «خداوند دوست دارد هرگاه بنده اش مي خواهد به ملاقات برادرانش بشتابد, خود را آماده نمايد و به جمال بيارايد». [2]

به آراستگي موها سفارش مي کرد و مي فرمود: «سر و سيماي خويش را اصلاح کنيد, کسي از شما شارب (سبيل) خويش را بلند نکند, زيرا شارب بلند پناهگاه شيطان (ميکروب) خواهد بود. گرفتن شارب آن چنان که لب آشکار شود سنت است. کسي که موي دارد, يا آن را کوتاه کند و يا به خوبي سامان دهد. شانه زدن مستحب است و براي هر نماز –واجب يا مستحب- پاداش دارد.»

پيامبر(ص) به مردي نگريست که محاسن بلندي داشت, فرمود: «چه مي شد اگر محاسنش را اصلاح مي کرد؟» خبر به آن مرد رسيد. محاسنش را اصلاح کرد که نه بلند بود و نه کوتاه. سپس به به ديدار آن حضرت(ص) آمد. پيامبر(ص) با ديدنش با ياران فرمود: «اين گونه اصلاح کنيد.»

مي فرمود: «لباس هاي خود را بشوئيد، موهاي خود را کوتاه کنيد، مسواک بزنيد, آراسته و پاکيزه باشيد, زيرا يهوديان چنين نکردند و همسرانشان بدکاره شدند.» از مردان مي خواست تا ناخن هايشان را کوتاه کنند و از زنان مي خواست تا ناخن هايشان را بلند نمايند و آن را زينت و آرايش مي دانست.

به بانوان اجازه داده بود تا موي سر خويش را رنگ بزنند و دستان خود را خضاب کنند تا دستانشان مانند دست مردان زمخت نباشد و نزد شوهران خود آراسته باشند.[3]

رسول خدا(ص) در تفسير زينت در آيه «خذو زينتکم عن کل مسجد» فرمود: مراد شانه است. شانه زدن روزي را فراوان مي کند, موي را نيکو مي سازد, حاجت را روا مي کند, نيروي مردانگي را تقويت مي نمايد, بلغم را برطرف مي کند و برهوش انسان مي افزايد.

 

اخلاق پیامبر (ص) (توصیف آفتاب)2 پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 7:36 بعد از ظهر


راستي چگونه مي توان دستاورد نهايي آفرينش، ثمره تمام و كامل هستي و خلاصه انوار و تجليات و جودي خداوند را در قالب ناقص الفاظ و واژه ها جاي داد؟

ابر انساني كه خالق هستي در حق او فرمود ( لولاك لما خلقت الأفلاك ) اگر تو نبودي هر آينه افلاك را نمي آفريدم. كسي كه تا « قاب قوسين او أدني » به خداوند نزديك شد و مكانتي يافت كه هرگز جبرئيل امين كه ملك مقرب و واسطه وحي الهي بود  بدان مكانت راه نيافت و با صراحت به او عرض كرد: «اگر يك موي بالاتر روم به نور تجلي بسوزد پرم.»

توصيف انسان كامل نخستين و كسي كه خود فرمود: «اي علي(ع) جز خداي و تو، كسي را ياراي شناختن من نيست، چگونه ممكن خواهد بود.»

پس بهتر است كه لب فروبنديم و سخن كوتاه كنيم و تنها از دريچه روايات و اخباري كه حكايت گر متن سيره و سنت پيامبر اعظم(ص) است اخلاق عظيم او را (إنك لعلي خلق عظيم) به نظاره بنشينيم و رفتار و اخلاق شيرين پيامبر بزرگ اسلام كه اسوه و الگوي زندگي پارسايان است (و لكم في رسول الله اسوه حسنه) فرا راه زندگي خويش سازيم و از او پيروي كنيم. در اين سلسله گفتار جمله هايي كوتاه در منش و روش زندگي آفرين پيامبر خدا حضرت محمد مصطفي(صلي الله عليه و آله و سلم) بيان مي شود كه خواندن آن به خصوص براي نسل جوان، الهام بخش زيستي خداپسندانه و سعادتمندانه خواهد بود.

 

مظهر جمال

قبل از بيان ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري خورشيد نبوت, اندکي به توصيف ظاهري مظهر جمال خداوندي بنشينيم: در اين باره آورده اند که پيشاني مبارك پيامبر گرامي اسلام بلند بود. مويش نه لخت بود و نه در هم پيچيده. محاسنش نيز انبوه بود، اما بلند نبود. ابروانش به هم پيوسته بودند، اما باريك و كشيده با مژه هايي بلند و انبوه. چشمانش درشت و سياه بود. گونه هايش برجسته بود ، ولي متعادل، نه كم گوشت بود و نه پرگوشت. بيني اش كشيده و باريك بود. دندان هاي پيشين او به گونه اي متناسب از يكديگر فاصله داشتند و از سپيدي مي درخشيد. چهره اش گرد، سپيد، اما نمكين بود و زير لب پايين اش خال داشت.

 پيامبر اسلام خوش چهره ترين پيامبران الهي بود. گردنش نه بلند بود و نه كوتاه، زيبا بود و به سان نقره مي درخشيد. اعضاي بدن مباركش محكم، استخوان بندي اش درشت بود و اندامي معتدل داشت، نه كوناه قد بود و نه بلند.

شانه ها يش همچون مردان شجاع پهن بود و دوسر شانه اش موي داشت.

 

برگزيده اي از كتاب نگين هستي اثر حسين سيدي و سایت پرسمان (نشریه الکترونیکی)

اخلاق پیامبر (ص) (معشیت وکسب روزی)1 پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 7:32 بعد از ظهر


روزي مردي از انصار از او کمک مادي خواست. پيامبر خدا(ص) از او پرسيد در خانه چيزي داري؟ مرد پاسخ داد: آري! گليمي دارم و کاسه اي چوبين. حضرت(ص) فرمود: آنها را بياور. مرد آنها را آورد. حضرت(ص) آنها را گرفت و فرمود: آيا کسي هست که اين ها را بخرد؟ مردي گفت: هر دو را به يک درهم مي خرم. پيامبر(ص) پرسيد: چه کسي بيشتر مي خرد؟ مرد ديگري گفت: من دو درهم مي خرم. حضرت آنها را به آن مرد داد و دو درهم را گرفت و به مرد انصاري داد و فرمود: با يک درهم غذايي بخر و به خانواده ات بده و با يک درهم ديگه تيشه تهيه کن و برايم بياور.

مرد چنين کرد. حضرت(ص) چوبي را به عنوان دسته در آن قرار داد و فرمود: برو هيزم جمع آوري کن و تا پانزده روز ديگر نزد من بيا.

مرد پس از دو هفته با ده درهم آمد و ب آن لباس و مواد غذايي خريد. پيامبر(ص) فرمود: اين کار برايت از خواهش کردن بهتر است. خواهش کردن (تکدي) در روز قيامت به صورت لکه اي در چهره ات نمايان مي شود.

سپس فرمود: درخواست کردن شايسته نيست مگر براي بينواي بسيار گرسنه, يا بدهکاري که قدرت پرداخت ندارد, يا صاحب ديه اي دردمند.

کسي که از دسترنج خويش بخورد, پروردگار با مهرباني به او مي نگرد هرگز عذابش نمي کند و درب هاي بهشت به رويش گشوده مي شود تا از هر دري که بخواهد وارد شود. (نگين هستي, ص 51)

تبصره: حضرت(ص) مي توانست از مال خويش به آن مرد انصاري ببخشد, همانگونه که گاهي مال فراوان به کسي مي بخشيد ولي بخشيدن به کسي که توان کار کردن دارد را کاري درست نمي دانست و تکدي گري را ترويج نمي کرد.

ثروت اندوزي از راه باطل را نکوهش مي کرد و مي فرمود: «هر کس براي امت من يک شب آرزوي گراني کند خداوند عبادت چهل ساله او را باطل مي کند.»

در مقام کسب حلال تشويق مي نمود و مي فرمود: «کسي که از پذيرفته شدن دعاهايش شاد مي شود, بايد درآمدش را پاکيزه سازد همانا خداوند افرادي دين باور پيشه ور را دوست دارد.»

خارج شدن از منزل صبح زود را مستحب بر شمرد و فرمود: «صبح زود در جستجوي درآمد و نيازهاي خود برويد, زيرا صبح خيزي مايه برکت و رستگاري است.» آن حضرت(ص) در دعايي فرمود: «خداوندا! صبح زود را براي امت من خجسته گردان.»(خصال صدوق، ص 383)

تجارت را با برکت مي دانست و فرمود: «تاجر راستگوي امين, با پيامبران, صديقان و شهيدان است. اگر خداوند به بهشتيان اجازه مي داد تجارت عطر و پارچه مي کردند.»

«پاکيزه ترين درآمد کسب تاجراني است که هرگاه سخن مي گويند, دروغ نمي گويند, هر زمان که امينشان قرار دهند, خيانت نمي کنند, اگر وعده دهند, تخلف نمي کنند, زماني که بخواهند چيزي بخرند, از آن کالا بد نمي گويند هنگامي که بخواهند بفروشند بيش از اندازه نمي ستايند, براي تحويل معطل نمي کنند و بدهکار خود را در تنگنا قرار نمي دهند.»

برترين سرمايه را در گوسفنداري دانست و فرمود: «بر شما باد به گوسفنداري و کشاورزي که هماره مايه خير و خوبي اند.» خود آن حضرت(ص) نيز صد گوسفند داشت که نميخواست از آن تعداد بيشتر شوند از همين روي هر گاه بره اي متولد مي شدگوسفندي را صرف خوراک خانواده خود و بينوايان مي ساخت.

مي فرمود: «روزي خود را در نهان زمين بجوييد.» هرگاه کشاورز بذري را از راه حلال در دست خود مي گيرد, فرشته اي ندا مي دهد: «يک سوم براي دهقان, يک سوم براي پرندگان و يک سوم براي چهارپايان. چون آن را بر زمين مي پاشد, براي هر دانه بذر, ده نيکي برايش مي نويسند.چون آن را آبياري مي کند و بذر مي رويد گويي در برابر هر دانه, انسان مؤمني را زنده ساخته است و تا دهقان آن کشته را درو کند, خداي تعالي او را مي ستايد. چون آن را بکوبد, گويا گناهانش را له مي کند. هنگامي که خرمن را باد مي دهد, گناهانش نيز بر باد مي روند, زماني که آن را وزن مي کند, بسان روز تولد از گناهان خارج مي شود, وقتي آن محصول را به خانه مي برد و اهل خانه شاد مي شوند, عبادت چهل ساله را بر او مي نگارند و چون از آن به گرسنه, همسايه و بيچاره يم دهد, آفريدگار او را از عذاب خود در امان نگه مي دارد.»(نگين هستي, ص 52)

از او پرسيدند: «چه ثروتي بهتر است؟» فرمود: «کشته اي که صاحبش آن را بکارد, سامان دهد و روز درو زکاتش را پرداخت نمايد.»





Powered by WebGozar